عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

63

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

دار الالحاد و ثانى به استخلاص بغداد حركت نموده . در ماه جمادى الاول سنهء اربع و خمسين و ستماية قطب الدّين سلطان از بلدهء كرمان با لشكرى نامدار متوجّه اردوى هلاكوخان شد . بعد از آن « 1 » اجازت مراجعت يافت كه به كرمان رود مشروط بر آنكه عنقريب با لشكر معاودت « 2 » نمايد و در مصاحبت « 3 » عساكر منصوره متوجّه بغداد شود . چون به كرمان رسيد و به ساختگى سفر بغداد مشغول گشت « 4 » ، در غيبت او پادشاه خاتون « 5 » از قتلغ تركان در وجود آمد . [ بعد از وى ] « 6 » سيورغتمش سلطان از خاتونى « 7 » ديگر متولّد شد . و سلطان « 8 » قطب الدّين را دو پسر بود و چهار دختر . پسران : سيورغتمش و حجاج سلطان . و دختران : بزرگتر بىبى تركان ، او را به امير حاجى دادند و از وى پسران ماندند : تولكشاه و سبوكشاه ؛ و پادشاه خاتون كه خاتون « 9 » ابقا خان شد ؛ قتلغ خواهر اعيانى « 10 » سيورغتمش كه به بايد و خان دادند ؛ و يولقتلغ كه زن معز الدّين ملكشاه بن سام بود . قطب الدّين سلطان در شعبان سنهء خمس و خمسين و ستماية « 11 » صاحب فراش گشت و به امراض و علل متضاد مبتلا شد « 12 » و روزگار غدّار عادت خويش در تنقيص از آن ظاهر گردانيد و در آخر رمضان به رحمت حق « 13 » پيوست .

--> ( 1 ) با ندارد . ( 2 ) با ، گ ، مل : به هم معاودت . ( 3 ) اساس : مصاحب . ( 4 ) با ، گ ، مل : شد . ( 5 ) مل ندارد . همه نسخه‌ها : خواتون . ( 6 ) با ندارد . ( 7 ) همه نسخه‌ها : خواتون . ( 8 ) با ، گ ، ما ندارند . ( 9 ) با ندارد . ( 10 ) با ، گ ، مل : اعيان . ( 11 ) گ ، مل : سبعماية . ( 12 ) با : در . ( 13 ) با ندارد .